تبليغاتX
گلها هرگز خیانت نمی کنند...
من نیازم تورو هر روز دیدنه...

تو را به جاي همه کساني که نشناخته ام دوست مي دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم و برفي که اب مي شود دوست مي دارم
تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم
تو را به جاي همه کساني که دوست نداشته ام دوست مي دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم
براي اشکي که خشک شد و هيچ وقت نريخت
لبخندي که محو شد و هيچ گاه نشکفت دوست مي دارم
تو را به خاطر خاطره ها دوست مي دارم
براي پشت کردن به ارزوهاي محال
به خاطر نابودي توهم و خيال دوست مي دارم
تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم
تو را به خاطربوي لاله هاي وحشي
به خاطر گونه ي زرين افتاب گردان
براي بنفشيه بنفشه ها دوست مي دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم
تو را به جاي همه کساني که نديده ام دوست مي دارم
تورا براي لبخند تلخ لحظه ها
پرواز شيرين خا طره ها دوست مي دارم
تورا به اندازه ي همه ي کساني که نخواهم ديد دوست مي دارم
اندازه قطرات باران ، اندازه ي ستاره هاي اسمان دوست مي دارم
تو را به اندازه خودت ، اندازه ان قلب پاکت دوست مي دارم
تو را براي دوست داشتن دوست مي دارم
تو را به جاي همه ي کساني که نمي شناخته ام ...دوست مي دارم
تو را به جاي همه ي روزگاراني که نمي زيسته ام ...دوست مي دارم
براي خاطر عطر نان گرم و برفي که آب مي شود و براي نخستين گناه
تو را به خاطر دوست داشتن...دوست مي دارم
تو را به جاي تمام کساني که دوست نمي دارم...دوست مي دارم.

ساده نوشتن همانند ساده زیستن زیباست پس ساده مینویسم

                                 دوستت دارم...

خودت دیروز این پیام رو دادی یادته که گلم منم ساده مینویسم با تمام وجودم دوست دارم امید زندگیم....

 

+ نوشته شده در  جمعه 12 تیر1388ساعت 22:13  توسط آفتابگردون  | 


از کسي که دوستش داري ساده دست نکش. شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي و از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد!!

چه کسي ميخواهد من و تو ما نشويم خانه اش ويران بااااااااد...

سلام قربونت برم خوبي اميدوارم هر جا که هستي سلامت باشي و عين هميشه موفق ...باز داري به کارات ميرسي خسته نباشي گلم اوخي آفتابگردون بميره اذيت ميشي آره قربونت برم زندگيم پاينده و سرزنده باشي هميشه. ميدوني از دفعه قبلي تا حالا خيلي ميگذره که باهات حرف نزدم ولي خيلي ميخوامت .چه کار کنم منم عين خيلي ها که نميتونن با اميدشون حرف بزنن و بيرون برن (ببخشيد فدات) اميدم ميدوني خيلي ناراحت ميشم هر وقتي که برميگردي ميگي اين مدت که بهم زنگ نزدي به فکرم بودي يا نه ؟ آخه گلم من که جز تو که من به کسي فکر نميکنم عزيزم ...آي تو چرا نميتووني نوشته هاي من رو بخووني خوب نميشه ديگه ميدونم که سرت خيلي شلوغه مشغولي و به کارات ميرسي ولي کاش ميشد راستي يادم رفت تو که اصلا نميدوني که من به عشق تو اين وبلاگ رو درست کردم دوست دارم به همين سادگي باور کن هيچي جز اين نميتونم بهت بگم ولي من و باور کن . باور کن که خيلي دوست دارم ....

ميدوني آدما بين الف تا ي قرار دارند. بعضي ها مثل " ب " برات ميميرند ، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت ميشوند، مثل " م " منتظر مي مونند تا يه روز مثل " ي " يارت بشن (فقط خودم باشه گلم )


عشق فراموش کردن نيست بلکه بخشيدن است عشق گوش کردن نيست بلکه درك كردن است عشق ديدن نيست بلکه احساس کردن است عشق جا زدن و کنار کشيدن نيست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است

سازنده ترين کلمه((گذشت)) است...آن را تمرين کن. پرمعني ترين کلمه((ما)) است...آن را به کار بر. عميق ترين کلمه((عشق)) است...به آن ارج بده. بي رحم ترين کلمه( تنفر) است...با آن بازي نکن. خودخواهانه ترين کلمه((من)) است...از آن حذر کن. نا پايدارترين کلمه((خشم)) است...آن را فرو بر. بازدارنده ترين کلمه(ترس)است...با آن مقابله کن. با نشاط ترين کلمه (کار) است...به آن بپرداز. پوچ ترين کلمه(طمع) است...آن را بکش. سازنده ترين کلمه(صبر) است...براي داشتنش...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 9 تیر1388ساعت 15:21  توسط آفتابگردون  | 

 
سلام بچه من عاشق این شعرم خیلی دوسش دارم شهزاده ی زندگی من خیلی دوست دارم من باهاتم عزیزم تا آخرش دوست دارم خیلی زیاد من فدات شم گلم...راستی نگفتم من دیروز با امید زندگیم حرف زدم چقدر خوشحال شدم امیدوارم همتوون همیشه خوشحال باشین دنیا به کام همتوون باشه....
 
"رویا "

با امیدی گرم و شادی بخش
با نگاهی مست و رؤیایی
دخترک افسانه می خواند
نیمه شب در کنج تنهایی:

بی گمان روزی ز راهی دور
می رسد شهزاده ای مغرور
می خورد بر سنگفرش کوچه های شهر
ضربه ی سم ستور بادپیمایش

می درخشد شعله خورشید
بر فراز تاج زیبایش
تار و پود جامه اش از زر
سینه اش پنهان به زیر رشته هایی از در و گوهر
می کشاند هر زمان همراه خود سویی

باد … پرهای کلاهش را
یا بر آن پیشانی روشن
حلقه موی سیاهش را

مردمان در گوش هم آهسته می گویند
« آه . . . او با این غرور و شوکت و نیرو»
« در جهان یکتاست»
« بی گمان شهزاده ای والاست»

دختران سر می کشند از پشت روزن ها
گونه هاشان آتشین از شرم این دیدار
سینه ها لرزان و پرغوغا
در طپش از شوق یک پندار

« شاید او خواهان من باشد.»
لیک گویی دیده ی شهزاده ی زیبا
دیده ی مشتاق آنان را نمی بیند
او از این گلزار عطرآگین
برگ سبزی هم نمی چیند

همچنان آرام و بی تشویش
می رود شادان به راه خویش
می خورد بر سنگفرش کوچه های شهر
ضربه سم ستور بادپیمایش
مقصد او خانه دلدار زیبایش
مردمان از یکدیگر آهسته می پرسند
«کیست پس این دختر خوشبخت؟»

ناگهان در خانه می پیچد صدای در
سوی در گویی ز شادی می گشایم پر
اوست . . . آری . . . اوست
« آه، ای شهزاده ، ای محبوب رؤیایی
نیمه شب ها خواب می دیدم که می آیی.»
زیر لب چون کودکی آهسته می خندد
با نگاهی گرم و شوق آلود
بر نگاهم راه می بندد
« ای دو چشمانت رهی روشن بسوی شهر زیبایی
ای نگاهت باده ای در جام مینایی
آه ، بشتاب ای لبت همرنگ خون لاله ی خوشرنگ صحرایی
ره بسی دور است
لیک در پایان این ره . . . قصر پر نور است.»
می نهم پا بر رکاب مرکبش خاموش
می خزم در سایه ی آن سینه و آغوش
می شوم مدهوش.
باز هم آرام و بی تشویش

می خورد بر سنگفرش کوچه های شهر
ضربه سم ستور باد پیمایش
می درخشد شعله ی خورشید
برفراز تاج زیبایش.

می کشم همراه او زین شهر غمگین رخت
مردمان با دیده ی حیران
زیر لب آهسته می گویند
«دختر خوشبخت ! . . .»" 
 
مهدی جان نفسم امیدم دوست دارم ...
+ نوشته شده در  شنبه 30 خرداد1388ساعت 15:34  توسط آفتابگردون  | 

سلام به  تموم کسایی که به وبلاگم سر میزنن چه اونایی که نظر میدن چه اونایی که نظر نداده میرن پس سلام به همتون اول از هر چیزی آرزو میکنم که هر جایی که هستین خوب و خوش و خرم باشین بعدش میخوام اینجا تمام حرفای دلمو بنویسم اونایی رو که خجالت میکشم به کسی که دوسش دارم بگم به مهدی گلم امیدم و بود ونبودم و از آرزوهام بگم و خواسته هایی رو که ازش دارم ولی باور کنین روم نمیشه بهش بگم تقریبا یه دو هفته ای میشه که باهاش حرف نزدم باور کنین دلم واسش یه ذره شده یه ذره ...

میدونی مهدی گلم دلم واست یه ذره شده از راه دور میبوسمت ماچ ماچ ماچ...دلم واست یه ذره شده دلم واسه دیدنت لک زده درسته فعلا نمیتوونم ولی منتظر میموونم شاید فرجی شد پس به امید اون روز...امید زندگیم میدونی هر آدمی واسه خودش یه آرزوهایی داره منم یه آدمم درسته هممون اخلاقیات و روحیاتمون عین هم نیست ولی همه کم وبیش درست یا غلط یه آرزوهایی داریم تو اولین و بهترین آرزوم شدی اما اون آرزویی که میخوام بهش برسم میخوام عین یه گل آفتابگردون و خورشید بمونیم واسه هم من گل آفتابگردون و تو خورشیدم باشی فدات بشم  میدونی که گلای آفتابگردون هیچ وقت خیانت نمیکنن منم یه آفتابگردونم واسه خورشید زندگیم مهدی ... باور کن میخوام باهات بمونم تا ابد همون طوری که بهت قول دادم ولی نمیدونم چرا این همه از آخرش میترسم از اینکه نشه از این که نتوونم نه اینکه بخوام برم و به کس دیگه ای دل ببندم نه باور کن که نه از این که تموومه عمرم رو با کسی زندگی کنم بعدش بفهمم که همش بی فایده بوده و آخرش باید زندگیمو با یه نفر دیگه شروع کنم اذیت میشم من میخوام با تو باشم با تو زندگی کنم با تو هم بمیرم...دوستت دارم  

+ نوشته شده در  پنجشنبه 28 خرداد1388ساعت 23:29  توسط آفتابگردون  | 

تو جون منی مهدی...

لحظه نبودن نيستن ها ، اگر منت مي نهي بر كلام من ، با حترام سلامت مي گويم

 و هزار گلپونه بوسه به چشمانت هديه مي دهم. قابل ناز چشمانت را ندارد.

ديرروز يادگاري هايت همدم من شدند و به حرفهاي نگفته من گوش دادند.

 و برايم دلسوزي كردند. البته به روش خودشان كه همان سكوت تكراري بود و

يادآوري خاطرات با تو بودن.

دست نوشته ات را مي بوسيدم و گريه مي كردم. زيبا ، به بزرگي مهرباني ات ببخش

 كه اشكهايم دست خطت را بوسيدند. باز هم ستاره به ستاره جستجويت كردم.

ولي نيافتمت.

از كهكشان دلسپردگي من خسته شدي كه تاب ماندن نياوردي و بي خبر رفتي ؟

مهتاب كهكشان نيافتني من ، آنقدر بي تاب ديدنت شده ام كه دلتنگي ام را به قاصدك سپردم

 و به هزار شعر و ترانه رقصان به سوي تو فرستادم.

روزها و شبها به دنبالت آمدند و تو را نديدند. قاصدك هم برنگشت.

 شايد او هم شيفته نگاه مهربانت شد. باشد،

اشكالي ندارد. تو عزيزي ، اگه يه قاصدك هم از من قبول كني ، خودش دنيايي است.

كاش ياسهايي كه برايت پرپر شدند و به سويت آمدند، دوست داشتنم را برايت آواز

كنند.كاش باران بعد از ظهرهايت، تو را به ياد اشكهاي من بيندازد.

نازنين ، هر پرنده سفر كرده اي از تو مي خواند و هر غنچه اي كه مي شكفد،

 نام تو را بر زبان مي آورد. نيم نگاهي به روزهاي تنهايي ام كن و

 لحظه هاي زرد و بي صداي مرا تو آبي و ترانه باران كن.

بگذار باز هم قاصدك ترانه هاي من در هواي دلتنگي تو پرواز كند.

 همين حوالي بي قراري ها باز هم گلهاي بي تابي شكفته.

 زيبا ، امشب ، شام غريبان عاشقانه من و تو است. به

يادت مثل شمع مي سوزم و ذره ذره وجودم آب مي شود.

تو هم به ياد بي تابي هايم شمعي روشن كن و بگذار مثل من بسوزد.

مهرباني باران ، يادم كن در هر شبي كه بي ستاره شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 19 خرداد1388ساعت 1:38  توسط آفتابگردون  | 

امید زندگیم تنهام نزار...

همه آرزويم اين است


 

نتراود اشک از چشمانت


 

مگر از شوق زياد


 

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز


 

و به اندازه هر روز تو عاشق باشي


 

عاشق آنکه تو را مي خواهد


 

و به لبخند تو از خويش رها مي گردد  


 

و تو را دوست بدارد به همان اندازه ......


 

دوستت دارم عشق من 

امید زندگیم کجایی الان چند روزه زنگ میزنم یا گوشیت خاموشه یا یه نفر برمیداره میگه نیستی کجایی پس به خدا دلتنگتم ...

من فدای تو هر جا هستی سلامت باشی گلم همین و از خدا میخوام...


 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 خرداد1388ساعت 0:21  توسط آفتابگردون  | 

مهدی جونم دوست دارم...

نهایت عشق

۱۰۰۰ مرتبه ۹۰۰ جمله ی عاشقانه را روی۸۰۰ جای مختلف

به ۷۰۰ زبان و پیش ۶۰۰ نفر فریاد زدم!

 ۵۰۰ تای آن را در۴۰۰ جمله گنجاندم و به ۳۰۰ زبان

در ۲۰۰برگ ترجمه کردم

 ۱۰۰تای آن را ۹۰روز . . . روزی۸۰ مرتبه برای تو خواندم!

۷۰ تای آن را آموختم و بیش از۶۰ تای آنرا تجربه کردم

و ۵۰ غروب را از ۴۰سمت به نظاره نشستم

در ماه ۳۰روزه ، بیشتر از۲۰ روز ۱۰ بار از تو ۹ سوال کردم

  ۸ سوال من را ۷ مرتبه در ۶ روز جواب دادی.

با ۵ واسطه ۴ دفعه تو را ۳ جا دعوت کردم

۲ ساعت خواهــــش کردم تا یک بار گفتی :

دوستت دارم

+ نوشته شده در  شنبه 2 خرداد1388ساعت 22:31  توسط آفتابگردون  | 

این شعر و تقدیم میکنم به عزیزترین کسم  و امید زندگیم جون من تو رو خدا هیچ وقت تنهام نذار...میبوسمت گلم...

ببین که گر گرفت تنت    ببین گل انداخته تنم

تا لحظه ی رسیدنت    جون منی روی لبم

دلم که دورو برته     نگاه من پرپرته

این همه پر پر می زنم  نمی دونم باورته

این که چقدر دوست دارم

پرته به تو حواسم و همه حول و حراسم و

این که بگم دوست دارم تویی یه دنیا واسم و

تو هم بگی دوست دارم

ببین که گر گرفت تنت    ببین گل انداخته تنم

تا لحظه ی رسیدنت   جون منی روی لبم

دلم همش به نام تو میدونی چقدر می خوامت و می تونی فقط

بهم بگی دوست دارم

منم بگم دوست دارم

دوست دارم   دوست دارم    دوست دارم    دوست دارم

+ نوشته شده در  شنبه 2 خرداد1388ساعت 22:12  توسط آفتابگردون  | 

تولدت مبارک گلم

روز تولدت شد و نيستم اما كنار تو         

         كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو         

         درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم         

         بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم         

          ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم        

         از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم        

          من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون        

         چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون        

          به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم        

         هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم        

          تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم        

         اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم        

          كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش         

         بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش        

          با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک         

         با ل فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک         

         عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک        

         فقط مي خوان بهت بگن :.

.

.

.

.      تولدت مبارک

کاش  الان کنارت بودم آخه خیلی دلتنگتم...۳۰ اردیبهشت تولد امید زندگیم تولدت مبارک ...

 

+ نوشته شده در  جمعه 1 خرداد1388ساعت 1:13  توسط آفتابگردون  | 

تولدت مبارک،خوش اومدي ستاره



 اگرچه ازراه دورهيچ فايده اي نداره



شمعهاروروشن کن وبه جام دوتاروفوت کن



نميشه پيشت باشم فقط برام سکوت کن



 تواين روزطلايي نگوکمي غم داري



 بدون که ديوونه اي به نام آفتابگردون جون داري



تولدت مبارک

سلام به همه امروز روز تولد عشق منه کسی که به زندگیم امید بخشید

                                         امید زندگیم تولدت مبارک

+ نوشته شده در  جمعه 1 خرداد1388ساعت 1:3  توسط آفتابگردون  |